مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به حقش كه تا حق جمالم نمود * دگر هر چه ديدم خيالم نمود « وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ » . قرآن در يك جاى ديگر هم اين تعبير را دارد كه : « وَ امّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى . فَانَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوى » « 1 » ( آن كسى كه مقام پروردگار را بترسد . . . ) . اين معنايش هيبت و عظمت است . اين خوف ، خوفى است بالاتر از آن خوفها ، بالاتر از خوفِ از عقاب است ( بلكه خوفِ از عقاب نوعى غفلت از خداوند است ) يعنى خدا را مىشناسد و خدا را مىترسد ، غير خدا هر چه هست در نظرش كوچك است . در دعاى كميل اين مطلب را كاملًا حس مىكنيم . چون در اين آيه فرموده است براى كسانى كه مقام پروردگار را درك مىكنند و خوف مقام پروردگار را دارند دو بهشت است ، بعضى از مفسرين گفتهاند مقصود از « دو بهشت » يعنى بهشتى روحانى و بهشتى جسمانى . البته اين يك احتمال است ولى گويى قرآن نخواسته در اين زمينه توضيح بدهد چون يك « دو بهشت » ديگر هم بعد داريم كه ذكر مىكنيم . انواعى از نعيم « ذَواتا افْنانٍ » اين دو بهشت انواعى از نعم دارند . باز توضيح نمىدهد ، [ مىفرمايد ] « انواعى » . در اين توضيح ندادنها عنايتى هست . در علم « بلاغت » مىگويند گاهى يك مطلب به تعمّد در ابهام گذاشته مىشود تا ذهن شنونده به هر راه برود و ضمناً به او بفهمانند كه اگر توصيف شود محدود مىشود ، چون هر مقدار توصيف شود ذهن آن را محدود مىكند به همان كه شنيده . بدان هر چه توصيف كنند ، مطلب بيش از مقدارى است كه بخواهد توصيف شود . « ذَواتا افْنانٍ » اين دو بهشت داراى انواعى از نعيم هستند . اين كه مىگويد « انواعى از نعيم » يعنى محدودش نكن ، پس اگر ما بعد هم توصيف كنيم و نمونههايى را بگوييم كه شما با آن نمونهها آشنا هستيد و مىتوانيد آشنا باشيد ، بدانيد كه محدود به اينها نيست . پس اين « ذَواتا افْنانٍ » مقدمه است براى اينكه ذهن [ نعم آن دو بهشت را ] محدود نكند ، « لا تَعْلَمُ نَفْسٌ » . در يك آيه مىفرمايد : « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ » « 2 » هيچ نفسى نمىتواند بداند كه
--> ( 1 ) . نازعات / 40 و 41 . ( 2 ) . سجده / 17 .